رادوین ورزشکار
مرواریدهای رادوین
چند روزیه که رادوین یکی و نصفی دندون تو دهنش داره و با همونها یک گازهای شیرینی می گیره که نگو... پسر خیییییییلی خیلی عزیز ما ،مرواریدهات مبارکت باشه عسلم. همه میگن که دندون در آوردن بچه ها خیلی براشون سخته . خدا کنه زودتر همه دندونهات در بیاد و درد هم نداشته باشی .الهی فدات بشم . دیروز هم که به شما خوشکل ما خیلی خوش گذشت .چون مامان جونی و عمه جون و بچه هاش یعنی هلیای عزیز و عرشیا جون به همراه خاله بابایی و دختر خوشکلش بهار کوچولو اومدن کیش و باهم بودیم . تو هم که حسابی با عرشیا بازی کردی و باهم کشتی گرفتید. تازه کلی کادوهای خوشکل هم هر کدومشون برات آوردن ، کتونی ، چند دست لباس و اسباب بازی، یکی از یکی خو...
نویسنده :
یلدا
1:47
کشف جدید رادوین
رادوین امروز در یک اقدام غافلگیرانه ، در اسرع وقت از فراموشی من _در بستن درب کابینتها به همدیگه با نخهای ضخیم _ سو استفاده کرده ،به کشف برخی ظروف آشپزخانه ازجمله ماهی تابه، نال آمد. این کشف جدید پسر مونه (یعنی رسما شده بخشی از اسباب بازی هاش) البته بعد از لباسشویی ،جارو برقی ،اتو ، رادیو و... ...
نویسنده :
یلدا
11:11
اولین جشن تولدی که رادوین دعوت شد
رادوین گل ما چهارشنبه شب تولد یک سالگی دوستش ،ترنم جون که در فود لند برگزار شد،دعوت شده بود. جای همه دوستان سبز!!! خیلی خوش گذشت. متاسفانه ما دوربین نیرده بودیم ولی با موبایل چند تا عکس انداختیم که البته کیفیت خوبی نداره . فعلا این عکسهارو میذارم تا از مامان ترنم جون چند تا عکس خوب دستم برسه. البته ناگفته نماند که رادوین عسل ما حسابی آتیش سوزوندن!!! از کندن حاشیه های کلاه تولد گرفته تا راه رفتن و سینه خیز رفتن روی میز و ... ...
نویسنده :
یلدا
1:53
گامهای طلایی
پسر خیییییییلی عزیزم ! امروز یه روز بسیار به یاد موندنی شده برامون . چون تو امروز بدون هیچ کمکی، کامل راه رفتی اونم از یه سر سالن تا اون سرش. نمیدونی چقذر ذوق کردیم و خوشحال شدیم . امروز که ترنم جون با مامانش هم اینجا بودن ، شما دوتا کلی بازی کردید و بهتون خوش گذشت . مخصوصا اوجا که پشت پرده قایم میشدید و بعدش دالی میکردید . صدای حنده هاتون توی اون لحظه از هر موسیقی زیبایی برای من گوشنوازتر می آومد. با اینکه امروز مصادف بود با افتتاحیه جشنواره تابستانی کیش ولی کار امروزت و خنده های زیبای تو برام از هر جشن و جشنواره ای بهتر و خاطره انگیز تر شده. &...
نویسنده :
یلدا
20:28
بابایی خوبم روزت مبارک
سلام بابا کامیار رادوین! ا ین پست فقط و فقط به شما اختصاص داره. من و رادوین گلمون میخوایم دومین سال پدر شدنتون رو تبریک بگیم و از همه زحماتی که برای آرامش و آسایش ما میکشی ازتون تشکر کنیم. دوست داریم خیلی زیاد!!!! و این هم از طرف خودم ...
نویسنده :
یلدا
22:51
اینهمه ماشین؟!!!
به خاطر پسر نازم که خیلی ماشین دوست داره &n...
نویسنده :
یلدا
20:06
رادوین و ماشین هلیا جون
رادوین ناز مامان دیروز حدود یک ساعت ازم دور بودی. به خاطر آخرین جلسه دندون پزشکی، گذاشتمت خونه خاله شازی تا با هلیا جون بازی کنی. دست خاله هم درد نکنه که مراقبت بود. از کارهات معلوم بود که حسابی بهت خوش گذشته. هلیا جون هم همه اسباب بازیهاشو برات آورده بود که بازی کنی اما تو فقط از انواع ماشینها خوشت اومده بود و باهاشون بازی می کردی. تازه شکلکهای بامزه هم از خودت در می آوردی که کلی خندیدیم. نبینم اون اشکاتو مامانی!!! نمیدونم چرا وقتی عمو حسین( بابای هلیا جون) تو رو با دستاش برد بالا، اینهمه ترسیدی؟!!! تو دیگه داری بزرگ میشی مامانی ، نبای...
نویسنده :
یلدا
19:18









